الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
130
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
و هو 1 ) . . . غير ما وضع له 2 ) . . . الحكاية عنه 3 ) ، الدلالة عليه 4 ) ملاحظه مىفرمائيد ، قبل از استعمال اصلا كلمه حسن براى فرزنداش وضع نشده بود و پس از استعمال اين امر محقق مىشود . 1 ) تمهيد 2 ) منظور از غير ما وضع له معناى مجازى نيست بلكه منظور همان معنا و موضوع له جديدى است كه بنفس استعمال محقق مىشود . 3 ) لفظ 4 ) لفظ در دلالت تعيينى فعلى ، معنى بنفس خود لفظ فهميده مىشود هرچند در اين استعمال هم نياز به نصب قرينه داريم اما فرق وضع تعيينى فعلى با استعمال مجازى در اين است كه در استعمال مجازى لفظ و قرينه هر دو باهم دلالت بر معناى مجازى مىكنند ، ولى در وضع تعيينى فعلى لفظ به تنهايى دلالت بر معنى مىكند « 1 » و قرينه فقط حكايت از استعمال مىكند يعنى قرينه مىگويند كه اين استعمال به قصد وضع صورت گرفته است . گفتيم وضع تعيينى قولى در موضوعات احكام شرعيه منتفى است و الا به صورت متواتر نقل مىشد ، اما آيا وضع تعيينى فعلى در موضوعات احكام شرعيه راه دارد يا نه ؟
--> ( 1 ) - در استعمال مجازى هم قرينه دلالت بر معناى مجازى نمىكند و هيچگونه جنبه حكايتگرى از آن ندارد بلكه خود لفظ حاكى از معنى است و دلالت بر آن مىكند غاية الامر قرينه اين را افاده مىكند كه از آن كلمه معناى مجازى اراده شده نه معناى حقيقى . عناية الاصول جلد 1 صفحه 53